سال جهش تولید

تاريخچه

خوراسگان، سرزمين خورشيد قرن ها پيش از اين، در عصر پيشداديان، در جلگة شمالي رود هميشه جوشان و خروشان زاينده رود، جائيكه از پس ديواره شرقي كوه هايش خطة خشك كوير مركزي آغاز مي شود، سرزميني بود آباد و مسكون كه «گاباياگي» اش مي ناميدند و در بعضي از متون كهن از آن با عنوان « رشورجي» نام برده اند.

بطلميوس، جغرافيدان يوناني از آن به «اصبدانه» ياد كرده است و بعدها و به عصر هخامنشيان «اسپادانا» ناميده شد و آن جائي بود كه سپاه ملوك ايران باستان ، در آن جمع مي شدند و از آنجا به اطراف و اكناف ايران زمين گسيل داده مي شدند. گويند اسپادانا از كلمه «اسپاه» است و آن به معني «سپاه» آمده و «ان» آن براي نسبت بوده است .

اين كلمه بعدها در تداول كلام عامه، تبديل شد به كلمة«اسپاهان» و در نهايت به «اصفاهان» و «سپاهان» و «اصفهان»‌ تغيير يافت . و اصبدانه خود مركب بود از دو شهر بزرگ و آباد و همجوار و هر دو بر ساحل شمالي زاينده رود. يكي «شهرستان» و ديگري «جي» و هم از آن عهد كهن در حاشية شرقي جي، قصبه اي بود آباد و معمور كه چون هر بامداد از پشت كوه هاي شرقي اش، خورشيد سربر مي كشيد و به بلنداي آسمان نيلگون دامن مي كشيد،‌ «خور – اسكان» اش مي ناميدند. كه بعدها ساده تر شده«خوراسگان» گفته شد و چون بر سر راه اصفهان به خاوران و يزد و كرمان واقع شده بود، «دروازه شرقي» و همچنين «دروازة خور» اش ناميدند و آن دهي بود آباد و پرجمعيت، با خاكي حاصلخيز و مردماني زراعت پيشه و سليم النفس  بعدها و به عصر حضور اسلام در ايران، همه مسلمان و شيعه مذهب و گويند مردمي بوده اند مهربان و مهمان نواز، همچنان كه امروزه نيز بر همين خصلت استوارند و معمرين و كهنسالانش افسانه اي به ياد دارند حاكي از اينكه به عصر صفوي، وجود همين روحيه و منش، اين خطه را از حملة افاغنه در امان داشته است . خوراسگان تا چندي پيش شهري بود در ۶ كيلومتري اصفهان كه در بطن خود حدود ۱۵ محله را جاي داده بود كه عبارت بودند از: محلة پزوه، محلة سفلي (محلة زير)، محلة عليا (محلة بالا)‌، محلة لوپرت (‌محلة مسجدعلي)، محلة خيادان، محلة سلطان آباد، محلة سلمان، محلة درب سيبه، محلة بانو ميتي (‌بانومهدي‌، محلة ستار، محلة پادرخت (‌محلة نارو ، محلة سرحوض،‌ محلة برتيانچي، محلة سمسور، كوي دانايان (محلة كودوني)؛ و در حاشيه و حومة شهر محلي چند داشت كه عبارت بودند از: ارغوانيه، بوزان، ابهر (كه محلة خانقاه را در خود داشت)، كنگاز، ارداجي و اريسون.

قابل ذكر است كه در چندسالة اخير (بعد از انقلاب) ‌و به واسطة توسعة شهر ، اين حواشي به شهر پيوسته اند و خوراسگان، اينك شهري است با وسعتي در حدود ۷۰ كيلومتر مربع و جمعيتي بالغ بر ۱۰۰ هزار نفر كه پهلو به پهلوي اصفهان واقع شده و تنها عرض يك خيابان حدفاصل اين شهر و دو منطقة ۴ و ۱۰ شهري، اصفهان است .

مردم اين شهر از ديرباز به كشاورزي اشتغال داشته اند و در اين كار شهرة عام نيز بوده اند. به گونه اي كه دو محصول «نخود» و «گرمك» اين خطه، شهرتي به سزا داشته است و اين مرهون همت مردم سختكوش خوراسگان و خاك حاصلخيز آن و وجود چند رشته قنات به نام هاي قنات خوراسگان، قنات خاتون آباد و قنات پارون از طرفي و سهمي از آب زاينده رود، دنبالة نهر نياصرم، ‌از طرف ديگر بوده است. آب شرب مردم خوراسگان از ديرباز توسط «چشمة باقرخان» تأمين مي شده و بعدها به شبكة آب اصفهان پيوست و اين چشمه در غربت بي عنايتي خشكيد .

زنان خوراسگاني علاوه بر ادارة خانه ، به كار بافتن جاجيم و گليم مي پرداخته اند و اخيراً صنعت قالي بافي در ميانشان جائي به سزا يافته است و در دهه هاي اخير، گروهي از جوانان هنردوست خوراسگاني علاوه بر كشاورزي به هنرهاي ظريفه نيز روي آورده اند، به گونه اي كه «خاتم سازي»، «منبت كاري»، «گره چيني» موقعيتي عام در اين شهر يافته است .

خوراسگان، به واسطة قدمت ديرينه اش، كه اين مسئله طي اسناد و مستنداتي به سازمان يونسكو منعكس شده است و موقعيت حساس محلي اش، از ديرباز مورد توجه حكام و امرا بوده و همين امر باعث وجود آثار معماري كهني در اين شهر شده كه يكي از جلوه هاي شاخص آن «عمارت خان» است كه از چند حياط، اندروني و بيروني، باغ و حوض و اتاق هاي كوچك و بزرگ تشكيل شده و جلوه گر هنرهاي معماري و نقاشي و نگارگري دو عصر صفوي و قاجاريه است. وجود اتاق هاي آئينه كاري شده با نقاشي هاي ديواري بانيان اثر و درهاي گره چيني و تابلوهاي زيباي گل و بوته و مجلس هاي متنوع ،‌ به زيبائي و دلربائي اين بنا مي افزايد .

از ديگر جلوه هاي شاخص خوراسگان كه به آن وجهه اي روحاني و مذهبي بخشيده، وجود بقاع متبركة چند امامزاده است كه در اين ميان بارگاه حضرت ابوالعباس، از نوادگان قمر بني هاشم ابوالفضل ـ العباس ( ع ) به تنهائي جلوه گاه هنر معماري و آئينه كاري و نقاشي قرون و اعصار است كه به همت هنرمندان معاصر خوراسگاني بازسازي شده است و در كنار آن بارگاه امامزاده اسحق و امامزاده شاه ميرقوام الدين و امامزاده سيدمحمدباقر، در خيادان و امامزاده مختار در چنگان، هر دو در حومة خوراسگان كه اينك جزئي از شهر شده، بر قداست اين شهر مي افزايد .

از ديگر نكاتي كه اين شهر را محل توجه بيشتر كرده، وجود يكي از واحدهاي مهم دانشگاه آزاد در خوراسگان است كه با داشتن چندين دانشكده محل توجه نسل جوان و تحصيل كرده است. خصوصاً دانشكده حقوق آن كه با وجود دورة كارشناسي ارشد و دارا بودن سطح علمي بالا، كوس برابري با دانشكده هاي كرسي دار ايران، همچون تهران و شهيد بهشتي و اصفهان مي زند .

شهري با اين قدمت و اين موقعيت، بديهي است كه نمي توانسته خالي از چهره هاي شاخص فرهنگي و علمي و هنري باشد و به رغم كوچكي و در حاشيه بودنش، از ديرباز مهد پرورش چهره هاي علمي بوده و رجال بزرگي را به فرهنگ ايران هديه كرده است كه از جمله مي توان از احمدبن شهدل خوراسگاني، شرف الدين محمد سفروه، ابوالفتح محمد بن حسيني، محمدباقر سمسوري، ميرزامحمدنصير خوراسگاني،‌ وثوق العلماء، معين خياداني، محمد شفيع خوراسگاني، ميرزا باباي حكيم، ميرزا محمد پزشكي، حسن مشفقي و شيخ غلامرضا نام برد.

  • اصفهان، خیابان جی شرقی، مقابل امامزاده ابوالعباس (ع)
  • 35210821
    35210818
شهرداری منطقه روی نقشه گوگل: 
: 121,961 نفر
: 1,664 متر مربع
: 141 متر مربع
: 1,069,956 متر مربع